شمس الدين محمد بن محمود آملي
229
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
اگر روى يا پيشانى يا ابروى كسى خوب و بزرك بيند دليل جاه و قدر و نيكوئى حال و صحت آنكس باشد . و اگر زشت و ناقص بيند بخلاف اين و اگر بر روى غبار بيند دليل كفر و فساد بود . اگر بيند از پيشانى او چيزى برآمده است فرزندى باشد چشم دين و نصرت بود و علم و فرزند و برادر و مال اگر كسى بيند چشمى در دست دارد مال نقد يابد و تاريكى چشم دليل روشنى بود در دين و دنيا يا بيمارى فرزند و محبوب و درويش را نابينائى دليل خلاصى از سختى بود و كسى كه عازم سفرى بود اگر خود را نابينا بيند ترك آن سفر بايد كرد و اگر برود باز نيايد . و اگر خود را يك چشم زياده بيند و در سفر باشد راه گم كند و اگر مقيم باشد در نگهداشتن مال احتياط بيشتر بايد كرد و اگر مكرى انديشد كسى بر آنمطلع شود و اگر بيند كه سرمه در چشم ميكشد در اصلاح كار دين كوشد و در چشم مردم عزيز گردد و اگر در دست سرمه بيند مال يابد . و اگر پلك و مژه نيك بيند دين و مال و فرزند معتمد باشد و اگر ناقص بيند به همين قياس . اگر كسى بيند كه بينى او زياده شد دليل جاه و مال و عمر و فرزندان بود و نقصان به همين قياس . و اگر كسى بوى خوش شنود و اميد فرزند دارد فرزند شايسته آيد و اگر ناخوش بشنود ناخوش شود . و اگر كسى دو بينى بيند ميان او و فرزندان او خلاف افتد دهان كليد كارها و محل گشاده شدن خير و شر است . اگر بيند كه چيزى در دهان رفت روزى يابد و اگر چيزى بيرون آمد اگر آنچيز نيك بود سخنى نيك از او صادر شود اگر بد باشد به همين قياس . لب يار و دوست معتمد و زن و فرزند و خويش نزديك باشد و صلاح و فساد آن بدين جماعت